«بازنویسی» زمین سوخته احمد محمود

علی سطوتی قلعه؛ احمد محمود همیشه به رمان بزرگ فکر کرده است، به رمان در مقیاس بزرگ، به اثر ادبی بزرگی که درهایش را چارتاق به‌روی دوره‌ای تاریخی می‌گشاید و هست‌ونیست آن دوره را در خود می‌پذیرد و داد آن را می‌دهد. و درین میان، انصاف که از سهم مردمان نیز فروگذار نمی‌کند؛ رمان‌های محمود، نه به‌لطف رمان بودنشان، و نه حتی از سر اراده‌ای که در آنها برای بزرگ بودن به کار افتاده، که فارغ از اینها، انگار به‌خاطر گشاده‌دستی یا فروتنی و سینه‌فراخیِ خود نویسنده، شخصیت‌های ریز و درشتی را در خود جای داده‌اند و به هر یک از این شخصیت‌ها، شده حتی یک دیالوگ، ولو به‌شکل تلویزیونی نازلی پشت سر هم و به‌ترتیب، در صحنه‌ای فوق‌العاده فرعی با توصیف گاه سردستی و گاه حتی دقیق و جزئی سروشکل طرف، باری، به هرحال می‌بخشند تا چرخ فلک اگر نه در واقعیت، که دست‌‌کم در خیال رمان‌نویس بر مدار عدل بچرخد.

بازخوانیِ «طوطی مرده همسایه من» نوشته ابراهیم گلستان | سرخوشی، صدا و راوی غیرقابل‌اعتماد | علی سطوتی قلعه

«طوطی…» داستانی است که تا حد امکان بر اساسِ مونتاژ توصیف‌هایی عینی و جزءنگر و گفت‌وگوهایی کش‌دار پیش می‌رود. توصیف‌ها کم‌تر نشانی از نثر گلستان را حمل می‌کنند. ساده و روان، بدون پیچ‌وتاب، و مهم‌تر از همه، مبتنی بر جمله‌های کوتاهی که مدام با حرف عطف به یک‌دیگر پیوند می‌خورند. در برخی دیگر از داستان‌های گلستان، برای نمونه در «میان دیروز و فردا» از «آذر، ماه آخر پاییز» و «بیگانه‌ای که به تماشا رفته بود» از «شکار سایه»، می‌توان سراغ همین جمله‌های کوتاه به‌هم‌پیوسته را گرفت که گاه نیمی از صفحه را به خود اختصاص می‌دهند. جهان داستانیِ آقای نویسنده اغلب همین‌طور شکل می‌گیرد: خرده‌ریزهایی از این‌جا و آن‌جا به یک‌دیگر نزدیک می‌شوند و می‌پیوندند و بسط می‌یابند و بزرگ می‌شوند. حتا آن‌جا که سروکار ما با راوی سوم‌شخص محدودی است که ذهن کاراکتر اصلی داستان را می‌کاود، مثلاً در همان «مردی که افتاد»، این جزءنگری چسبنده و پیش‌رونده همچنان در کار است. در گشایش «طوطی…» تمثیلی داستانی از این تکنیکِ روایت‌گری به دست داده می‌شود. دستور آشپزی همزمان کار دستور توصیفی را انجام می‌دهد؛ هر دو این فرصت را برای راوی داستان‌های گلستان به وجود می‌آورند که در آزمایشی توأمان حسی و روایی چیزها را در یک‌دیگر ادغام کنند و نتیجه آن را به‌چشم خود ببینند.