یادداشتی در سندروم سرقت ادبی بهمثابه عملی پذیرفتهشده | نامه ربودهشده و سارق نامتصور
این واقعیتی است که دروغهای شاخدار عمدتاً دروغهای موفقی هستند و افراد بیشتری را گول میزنند، تا دروغهایی که سعی میکنند تا حد امکان به واقعیت اسناد و مدارک شبیهتر باشند؛ مثلاً اگر نویسندهای در رساله ۲۰۰ صفحهایاش، ۲۰ پاراگراف را با اندکی تحریف، از جاهای مختلف بردارد، محتمل است که بسیار زود لو برود و رسوا شود؛ اما اگر نویسنده متون نظری، کتابی معروف را بالکل ترجمه کند و به نام خود منتشر سازد، بعید نیست که هیچگاه به سرقت محکوم نشود و علیرغم گزارشهای روزنامهای که این رونویسی و اصل نمایی را نشان میدهند، همچنان به نوشتن و عضو محترم جامعه متفکران بودن ادامه بدهد، چنانکه دستکم در این ده، پانزده سال دو نمونهاش را در کشور خودمان شاهد بودهایم.