غروب بر فراز ساسکس: تأملات درون اتومبیل جستاری از ویرجینیا وولف | ترجمه سپیده امامی

غروب بر فراز ساسکس: تأملات درون اتومبیل

«غروب بر فراز ساسکس: تأملات در اتومبیل» جستار کوتاهی است از ویرجینیا وولف که در آن مرز میان روایت داستانی و مقاله توصیفی محو شده است. موقعیت ساده است. عصر یک روز، راوی سوار بر اتومبیل از ساسکس، ناحیه‌ای تاریخی در جنوب شرقی انگلستان عبور می‌کند. ویرجینیا وولف از این موقعیت ساده، قطعه خیال‌انگیزی در باب تأثیر فن‌آوری در تغییر ادراک و تجربه زیباشناختی انسان می‌سازد. فن‌آوری در اینجا اتومبیل است. وولف درباره راه رفتن در شهر نیز نوشته بود اما در اینجا سوار بر مرکبی مکانیکی و تندرو است که شیوه مشاهده را متحول می‌کند. این تأملات مدرنیستی به‌جایی می‌انجامد که راوی، تصویری شاعرانه از آینده را تخیل کند.

... »
آیا کافکا بازخواهد گشت؟ یوسف انصاری

آیا کافکا بازخواهد گشت؟

کورش اسدی علاقه عجیبی به ساعدی داشت: ساعدی علاقه عجیبی به هدایت: هدایت به کافکا: از کافکا تا کورش اسدی ادبیات ایران مدام در وضعیت هشدار است: مدام کافکا در جسم نویسنده‌ای بعد نویسنده‌ای بعد نویسنده‌ای دیگر حلول می‌کند: پیام کافکا: بیدار شو: در رمان کوچه ابرهای گمشده اسدی خبری از حشره شدن کسی نیست: بلکه: جامعه‌ای نکبت زده می‌بینیم: آن‌قدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری نیست: در کمتر از بیست‌وچهار ساعت کوچه ابرهای گمشده چندین دهه به‌سرعت از جلوی چشم خواننده‌ای که خودش را به خواب‌زده می‌گذرد
یوسف انصاری (تبریز ۱۳۶۲) نویسنده، منتقد و عضو کانون نویسندگان ایران است. رمان «ابن‌الوقت» و پژوهشی درباره غلامحسین ساعدی ازجمله آثار منتشرشده اوست

... »
کمرویی و وقاحت در گفتار شازدگی امید مهرگان

کمرویی و وقاحت در گفتار شازدگی

برخلاف شعور عام یا درواقع شعور حقنه‌شده به ما، جایگاه گوینده همپای آنچه می‌گوید مهم است. نمونه گویای آن را باید در خود همین موضوع سلطنت‌طلبی جست. اتصال مدام این موضوع به شخص رضا پهلوی مقوم طرح موسمی آن است و خیلی روشن نشان می‌دهد چرا تضادی هست میان محتوای گفتار سلطنت‌طلبی به نمایندگی پهلوی و جایگاه مشروعیت‌بخش به این نمایندگی. از یک‌سو، محتوای عیان گفتار پهلوی یک‌چیز است: دموکراسی سکولار. در پیوند با دموکراسی سکولار، به‌عنوان حکومتی برخاسته از مردم، پهلوی مدام به تکثر صداها و جریان‌ها و اقوام اشاره می‌کند و راه‌حل را پس از «تغییر رژیم» به صندوق رأی و انتخاب «مردم ایران» می‌سپارد. روش «گذار به دموکراسی» هم صوری از نافرمانی مدنی در پیروی از انقلاب‌های رنگی از دهه نود بدین سوست؛ اما از طرف دیگر، موضع پهلوی، یعنی آنچه به او اجازه می‌دهد بتواند حرف بزند و حرفش شنیده شود مدیون پیوندش با پادشاهی پیش از ۵۷ است.

... »
ورق‌پاره‌های زندان مهدی سلیمی

ورق‌پاره‌های زندان

این ورق‌پاره‌ها در طول ۴۱ روز زندان -یعنی از ۱۷ تیرماه تا ۲۷ مرداد ۹۹- نوشته‌شده‌اند. اکنون به قید وثیقه موقتاً آزادشده‌ام و منتظر حکم نهائی‌ام هستم و شاید روزی این ورق‌پاره‌ها ادامه یابند. این‌ها نه نوشتار ادبی، بل صرفاً یادداشت‌ها و روزنوشت‌های یک زندانی هستند تا رنج زیسته زندان را بر خود هموار سازد.
از مهدی سلیمی تاکنون چندین ترجمه و شمار زیادی مقاله در حیطه اندیشه سیاسی و نظریه هنر و همچنین کتاب «امر واقع لاکانی» اثر اسلاوی ژیژک و «سیاست تفکر»، اثر کلود لفور منتشرشده است.

... »
تجاوز زیاده انسانی

تجاوز زیاده انسانی

خلاصه که موضوع «عملِ» تجاوز، موضوعی سیاسی و، همین‌طور، حقوقی است، نه موضوعی هستی‌شناختی با نگرشی اسطوره‌شناختی؛ یکی از نشانه‌هایش همین باشد که حالا که متجاوز گرفته‌شده، ما با این معضلِ یا پروبلماتیک روبه‌روییم که اگر حکمی که برای وی صادر شد اعدام بود، چه باید بکنیم/بگوییم، و پاسخ به این پرسش هرچه باشد حاکمیت و، از پی آن، قانون را هدف می‌گیرد، همین‌طور که مسئله زنان چنین می‌کند.
این یادداشت واکنشی است به جستار «تجاوز زئوس یا تجاوز ساترون» نوشته آرمان صالحی که در پروژه پوئتیکا منتشر شد و نویسنده کوشیده بود تجاوز جنسی را از منظر اساطیر تعریف کند.

... »
تجاوز زئوس یا تجاوز ساترن؟ آرمان صالحی

تجاوز زئوس یا تجاوز ساتورن؟

شاید نقطه انحراف جایی است که توصیه‌های اخلاقی به خلق الگویی برای روابط منجر می‌شوند. الگوهایی که خود چرخه‌هایی معیوب می‌سازند. الگوهایی که جایگاه زن در آن منفعلانه باقی می‌ماند. الگوهایی که در آن مردان بالقوه فاعل و پیشنهاددهنده‌اند. مردان غالب هستند و صرفاً باید حواسشان باشد تجاوز نکنند. یکی آداب تعارف کردن چای را تبدیل می‌کند به مثالی برای آداب در روابط جنسی. دیگری تعریفی کاملاً مردانه از تجاوز ارائه می‌دهد. الگوهایی تصنعی که دقیقاً بر ضد این پیشنهاد زنانگی است: رهایی از چرخه‌های جعلی و پس گرفتن لحظه تسلط بر میل خود در چرخه‌های متناسب با هویت ما و چرخه‌های زحلی. چرخه‌های جعلی زئوسی (که اغلب ایدئولوژیک هستند و یا به‌صورت یک نوع الگو پیشنهاد می‌شوند) به زنان هویتی می‌دهد که نوع دیگر از همان هویتی است که حکومت‌های مردسالار داده. اگر فرض کنیم زنانگی رئا (زمین) برای کشف اینکه لحظه تسلط بر میلش کجاست وارد رابطه شد در چرخه‌های زئوسی هیچ زنی وارد مسیر کشف لحظه تسلط بر میلش نخواهد شد و درنتیجه به این لحظه خودآگاه نمی‌شود و زنانگی مانند تفسیر تاریخی‌اش خودآگاه نمی‌شود. با تعریف عمیق‌تری از تجاوز ما همان چرخه‌های معیوب را نجات می‌دهیم و لحظه گم‌شده را پیدا می‌کنیم اما با دادن پیشنهاد‌هایی مثل‌اینکه همان‌طور که در تعارف به چای خوردن اصرار به‌صلاح نیست پس در رابطه هم نباید باشد ما فقط تعریف تجاوز را سطحی‌تر می‌کنیم. اما بسیاری کشف لحظه تسلط بر میل زنانه را در رابطه زمین با زحل، با تن دادن به چرخه تجاوز زئوس اشتباه گرفته‌اند و زنانگی آفرودیت و آتنا (زنانگی خودآگاه) در انتقام آن‌ها را مسخ خواهد کرد. انسان خودآگاه خدایان المپ را حذف کرد و به سمت ساترن یا شیطان رفت زیرا قصه شیطان دعوتی به خودآگاهی بود. او بین این دو تجاوز یکی را انتخاب کرد زیرا جهان با تجاوز زاییده شد و از تجاوز گریزی نبود.

... »
جونز و ویلکینسون (برگرفته از خاطرات تیت ویلکینسون، در چهار مجلد، ۱۷۹۰) جستاری از ویرجینیا وولف

جونز و ویلکینسون

اینکه اسم جونز بر ویلکینسون مقدم است یا ویلکینسون بر جونز به‌احتمال‌زیاد، خاطرجمع بزرگی را مشغول نمی‌کند. بیشتر از صدوپنجاه سال از زمان حضرات موصوف گذشته و تلالویی هم که در روزگارشان، حدود ۱۷۵۰ هم چندان مشعشع نبود، کم‌فروغ شده است. حقیقتش، لابد حضرت اسقف دکتر ویلکینسون، به اعتبار مقام و منصب کشوری، مدعی تقدم بر جونز باشد.

... »

چند تز درباره عصبیت برخی روشنفکران یا لمپن انتلکتوئل چیست؟

در نسبتِ با بهانه بحث: دوستی که با به راه انداختنِ بازیِ جایزه «زرشکِ طلایی»، آن‌هم در صفحه اینستاگرامی‌اش و با رأی دوستان و آشنایانش، فکر می‌کند شاخِ غول شکسته است و به کسانی حمله می‌کند اما یک نوشته انتقادی در موردشان ننوشته است (قصدِ دفاع از آن‌ها را به‌هیچ‌وجه ندارم و مقاله بی‌پاسخ‌مانده چند سالِ پیش هم، «فاشیست‌های ادبی چه رؤیایی در سر می‌پرورند؟»، عمده موضعِ کنونی‌ام را در برابرِ این جریان بیان می‌کند). از آن مهم‌تر، گویا اگر یزدانی خرم و شهسواری نباشند، همه مشکلِ ادبیات حل می‌شود: خب چه اعتبار دادن و ستایشی بیش از این: جمعی که سرنوشتِ ادبیاتِ ایران را تعیین می‌کنند، گیرم در نابود کردنش.

... »

خانم گری سالخورده

جستاری از ویرجینیا وولف، ترجمه سپیده امامی؛ در وقفه‌ای که خانم گرِی از رعشه خلاص بود، خود را در سال‌های دورِ جوانی درگذشته دید؛ وقتی ده، بیست یا بیست‌وپنج‌ساله بود. خانم گری همراه یازده برادر و خواهرش می‌دوید، وارد کلبه‌ای قدیمی می‌شد و بیرون می‌آمد. خط به ارتعاش افتاد و او روی صندلی‌اش به جلو پرتاب شد.

... »

مرگ شاپرک

شاپرک که گویا از پایکوبی خسته بود روی رف پنجره آفتاب‌گیر قرار یافت. صحنه عجیب رو به اتمام بود. این‌چنین بود که حواسم از شاپرک پرت شد اما کمی بعد، سرم را که بالا آوردم حضورش را از نو دریافتم. کوشید پاکوبی را از سر بگیرد ولی یا چنان سخت و خشک بود یا دست‌وپا چلفتی که تا زیر چهارچوب بیشتر نتوانست بال‌بال بزند. خیز برداشت تا عرض پنجره را طی کند، نافرجام بود. گفتم حواسم را بدهم به پیشامدهای دیگر دوروبر اما ناخودآگاه تقلای بی‌ثمر شاپرک در دیدرسم بود.

... »
No more posts to show