حدومرزهای مارکی دو ساد

می‌خواهم این را مطرح کنم که فوکو هیچ‌گاه از تز بلانشو درباره ساد دست نکشید. چیزی که از آن دست شست، بااین‌حال، آن ایده بود که حاکمیتِ [در کارِ] ساد حدومرز گفتمان مدرن شامل قدرت، سکسوالیته و خشونت را بازنمایی می‌کند. فوکو در جلد اول تاریخ سکسوالیته (۱۹۷۶) برای اولین بار مطرح می‌کند که گفتمان ساد در رابطه با سکسوالیته «پیش‌نگری» ای را بازنمایی و نمایندگی می‌کند. «بااین‌حال، برای درک مقوله امر جنسی از منظر قانون، مرگ، نَسَب و حاکمیت_ارجاع‌ها به ساد و باتای هرچه می‌خواهد باشد و هرکس به هرگونه که تأثیر «برانداز» شان را بسنجد، تحلیلی نهایی لازم است، «پیش-نگری» ای تاریخی».

... »

زیباشناسی نقصان و لکنت در داستان‌های صمد طاهری

محمد حیاتی؛ چیزی که به نام «مکتب جنوب» معرفی شد، نه مکتب است، نه به جنوب محدود می‌شود. خبری از شباهت‌های مکتبی در آن دیده نمی‌شود. دو چیز مشترک دارد: اقلیم و ایجاد رخنه در زبان استادان (ماژور، اکثریت). اقلیم که به‌خودی‌خود نمی‌تواند باعث ایجاد یک مکتب شود، منجر به فضاسازی جغرافیایی می‌شود که با تاریخ/سیاست درمی‌آمیزد.

... »