ژاک دریدا: در یادمان موریس بلانشو؛ شاهد ازلی

ترجمه پگاه احمدی؛ آنچه برای ما باقی می‌ماند، گوش سپردن و اندیشیدن به چیزی است که ادامه می‌یابد و پایان نمی‌پذیرد. نام ِ شما را با بانگی تحقق بخشیدن، زیرا من جسارت نمی‌کنم که بگویم «نام ِ تو». به آنچه موریس بلانشو، خود، به‌عنوان استثنایی متقن و امتیازی عظیم به آن اندیشیده و تشریحش کرده است می‌اندیشم که گفت: «دوستی، «تو» ی برادرانه‌ای اعطا می‌کند.» آنچه آن را شادمانی ِ یگانه دوستی ِ همیشگی پایدارش با امانوئل لویناس می‌دانست.

بیگانه بودن و بیگانه ماندن | پگاه احمدی

نوشتن، به‌خودی‌خود، تبعید است. آنکه می‌نویسد، خود را تبعید می‌کند. این را نزد همه‌ی شاعران و نویسندگان بزرگ می‌یابیم. شاعر، مأوایی ندارد. وطن، در تعبیری کلی، آرام جای و مأواست. شاعر قبیله ندارد، خودش را دارد. و این خود به تعبیر باخمان (اینگبورگ باخمان) در شعر تبعید نمی‌تواند میان مردم زندگی کند. این خود، به…