پیش‌تاریخ تخیل مدرن

درسبک هندی با بوطیقای غیاب روبرو می‌شویم: هر نوع حضور متعالی، هر نوع معنای متعالی عرفانی ازدست‌رفته است؛ شعر هندی عرصۀ انتشار دائمی غیاب است، غیابی که انگار مانند حلقه‌های گرداب بی‌محابا می‌گردد و ما را از تصویری به تصویری دیگر، از معمایی به معمایی دیگر، از سطری به سطری دیگر و از دالی به دال دیگر پرتاب می‌کند، بی‌آنکه بتوان رد حضوری عرفانی را در آن جست تا بتوان در آن پناه گرفت، بی‌آنکه بتوان در این انتشار دائمی معنا جای پای سفتی در تمامیت شعر یافت. شاید بتوان گفت این ماشین مکانیکی تولید غیاب بر مدرن بودن سبک هندی صحه می‌گذارد.

... »

دو منظومه (شعر)

امیر احمدی آریان؛ این‌جا نیز هر شعر، که در هر دو منظومه با اعداد از هم منفک شده‌اند، استقلال تصویری ساختاری دارد و در عین حال از فراز فضای خالی قبل و بعد خود با دیگر شعرها مرتبط است، و به همراه آنان کلیت منظومه را شکل می‌دهد. در منظومه‌ی نخست شهر تهران نقش ریسمان مضمونی متصل‌کننده‌ی شعرها را ایفا می‌کند و در منظومه‌ی دوم تعامل مادر و فرزند زیر سایه‌ی مرگ در اهواز سال‌های جنگ.

... »

جیغ طبیعت: حیوان در گرده‌گاه تاریخ

اگر حیوان ریلکه ترکیب غریبی از کیف و اضطراب و ماخولیاست، حیوانی با نگاه زخم‌خورده و چشمانی افسرده، ببرِ شاملو سربه‌سر کیفی حاکمانه است. حیوان زیست‌سیاسی و حیوان حاکم. به‌راستی میان حاکم و حیوان چه نسبتی می‌تواند باشد؟ حیوان و حاکم هر دو نسبتی غریب با قانون دارند، یکی در زبرِ قانون ایستاده و دیگری زیر آن. زیروزبر قانون، حیوان و حاکم. حاکمی که بیرون قانون ایستاده، مکملِ خود را در حیوانی زیست‌سیاسی می‌یابد که نه قانون، بل مکملِ وقیح قانون، با ندای اضطراب‌آلود و گناه‌آلودش هماره خطابش می‌کند. به تصویر کشیدن حاکم در هیئت حیوان سنتی دیرپاست، از لویاتانِ هابز و حاکم ـ حیوان هزارچهره‌ی ماکیاولی در شهریار گرفته تا ترسیم حاکم در هیئت شیر و گرگ و روباه و سگ نگهبان و دولت ددخوی اشمیت که برای حفظ دوستانش، دشمنانش را یک‌به‌یک می‌درد. به این دسته باید ببرِ شاملو را نیز اضافه کرد. هرچند ارسطو به ما گوشزد کرده که تنها حیوان و خدا می‌توانند غیرسیاسی باشند، گویا پرسش سیاست بی‌بروبرگرد به مسئله‌ی حیوان پیوند می‌خورد. انسان و سوژه‌ی سیاسیِ مدنظر شاملو را نه در انسان والایی که در شعرهایش بسیار یافته می‌شود، بل در همان حیوانی باید جست که بند نافش او را راست به حاکم پیوند می‌زند. سیاسی شدن، تحول سیاسی را پشت سر گذاشتن، معنایی ندارد جز بریدن این بند نافِ پیونددهنده. سیاست گسسته شدن از کیف حاکم است. ستمدیدگان حیواناتی رهایی یافته‌اند که مانند خرگوش کلیله‌ودمنه به یمن زیرکی خویش از خواب تاریخ برمی‌خیزند، از خوابی که تاریخ بر ای‌شان تدارک دیده است. حیوان سیاسی در جستجوی «منظومه‌ی بیداری» است.

... »

شعرِ آتنا سلیمانی

می ترسی به من نگاه کنی؟
سرِصبحی, می ترسی؟
من که می بوسم و اجابت نمی کنم.
اصلاً چرا باید نگاه کنی؟

... »

«گوش‌سپاریِ جاسوس‌های زیبا و سرما»

شهریار وقفی‌پور متولد ۱۳۵۶ است. اگرچه شاید با آثاری چون «ده مرده»، «کتاب اعتیاد» و «دست بد» به‌عنوان رمان‌نویس شناخته شود یا به اعتبار ترجمه‌ها و مقالاتش از کتاب‌های فلسفی، روانکاوی یا ادبی شناخته شود اما می‌گوید خود را شاعر می‌داند.
دو دفتر شعر «مسافرت از اتاق به بیرون…و بالعکس» ‌و «ایستاده در استوری شب» وقفی‌پور را در مقام شاعری جدی و قابل‌تأمل معرفی کرد. این دفتر شعر دیگر اوست:

... »

بوطیقا و زمان؛ درباره‌ی سازمان‌دهی بیت در شعر فارسی

امیرحسین نیکزاد؛ جستار حاضر منطقِ زمانیِ تولیدِ «بیت» در سنتِ شعر فارسی را موضوع خود قرار داده‌است. بیانِ بوطیقایی مسئله چنین است: بیت از کدام سمت نوشته می‌شود؟ در دو فصلِ نخست با مراجعه به هستی‌شناسیِ لوکاچِ متأخر و روان‌شناسیِ تکوینیِ ویگوتسکی مقولاتِ لازم برای مواجهه با مسئله تمهید می‌شود. فصل‌های بعدی پس از پرداختن به زمان‌مندی‌های تولیدِ بیت در سنتِ شعر فارسی، به بازتفسیر پاری مسائل در سنت شعرِ قدیمِ فارسی می‌پردازد. هم‌چنین این تفسیر امکان آن را فراهم می‌آورد تا نگاهی دوباره به معنای تاریخی و بوطیقاییِ انقلابِ نیمایی در شعر فارسی بیفکنیم.
اما بازتفسیرِ مسئله‌ی «بیت» به‌منزله‌ی سلولِ زایای روابط بوطیقایی در شعر قدیم فارسی ضرورتِ بازتفسیر مسائلی را بیرون از بوطیقا نیز پیش می‌کشد. پس همان‌قدر که به مضامینی هم‌چون «عروض»، «قافیه»، «بدیع» و مناسباتِ «مدح و صله» پرداخته می‌شود، موضوعاتی چون «تاریخ»، «انقلاب»، «سوژه» و «زبان» نیز پا به صحنه می‌گذارند. عمده‌ی آن‌چه هست اشاره‌وار است؛ با این حال آن بازی‌گرِ اصلی که انگشت تمام بازی‌گران در نهایت اشاره به نقش‌آفرینیِ او دارد مقوله‌ی «کار» است. مقوله‌ای که انسان را تا جای‌گاهِ هستیِ مادیِ اجتماعی بالا می‌کشد: «کارِ» انضمامی انسانی به‌منزله‌ی میانجیِ سوخت‌وسازِ انسان با طبیعت و میانجیِ رابطه‌ی انسان با انسان.

... »

پیش درآمدی بر رابطه حاکم و محکوم به‌مثابه استعاره جنسی در آثار رضا براهنی

منا طالشی؛ براهنی در جلد ۳ «طلا در مس»، در مصاحبه‌ای که با او صورت گرفته، سخن از این می‌گوید که بهتر است نسل‌های جدید به تفکر درباره اساطیر و ریشه‌های ایرانی روی بیاورند تا بتوانند دارایی‌های همه اعصار را در زمان حال منفجر کنند و از بحران‌های شکل‌گرفته در زمانه ما عبور کنند

... »