کتاب پویتیکا گوش‌سپاریِ جاسوس‌های زیبا و سرما (مجموعه شعر) شهریار وقفی‌پور

«گوش‌سپاریِ جاسوس‌های زیبا و سرما»

شهریار وقفی‌پور متولد ۱۳۵۶ است. اگرچه شاید با آثاری چون «ده مرده»، «کتاب اعتیاد» و «دست بد» به‌عنوان رمان‌نویس شناخته شود یا به اعتبار ترجمه‌ها و مقالاتش از کتاب‌های فلسفی، روانکاوی یا ادبی شناخته شود اما می‌گوید خود را شاعر می‌داند.
دو دفتر شعر «مسافرت از اتاق به بیرون…و بالعکس» ‌و «ایستاده در استوری شب» وقفی‌پور را در مقام شاعری جدی و قابل‌تأمل معرفی کرد. این دفتر شعر دیگر اوست:

بوطیقا و زمان؛ درباره‌ی سازمان‌دهی بیت در شعر فارسی

امیرحسین نیکزاد؛ جستار حاضر منطقِ زمانیِ تولیدِ «بیت» در سنتِ شعر فارسی را موضوع خود قرار داده‌است. بیانِ بوطیقایی مسئله چنین است: بیت از کدام سمت نوشته می‌شود؟ در دو فصلِ نخست با مراجعه به هستی‌شناسیِ لوکاچِ متأخر و روان‌شناسیِ تکوینیِ ویگوتسکی مقولاتِ لازم برای مواجهه با مسئله تمهید می‌شود. فصل‌های بعدی پس از پرداختن به زمان‌مندی‌های تولیدِ بیت در سنتِ شعر فارسی، به بازتفسیر پاری مسائل در سنت شعرِ قدیمِ فارسی می‌پردازد. هم‌چنین این تفسیر امکان آن را فراهم می‌آورد تا نگاهی دوباره به معنای تاریخی و بوطیقاییِ انقلابِ نیمایی در شعر فارسی بیفکنیم.
اما بازتفسیرِ مسئله‌ی «بیت» به‌منزله‌ی سلولِ زایای روابط بوطیقایی در شعر قدیم فارسی ضرورتِ بازتفسیر مسائلی را بیرون از بوطیقا نیز پیش می‌کشد. پس همان‌قدر که به مضامینی هم‌چون «عروض»، «قافیه»، «بدیع» و مناسباتِ «مدح و صله» پرداخته می‌شود، موضوعاتی چون «تاریخ»، «انقلاب»، «سوژه» و «زبان» نیز پا به صحنه می‌گذارند. عمده‌ی آن‌چه هست اشاره‌وار است؛ با این حال آن بازی‌گرِ اصلی که انگشت تمام بازی‌گران در نهایت اشاره به نقش‌آفرینیِ او دارد مقوله‌ی «کار» است. مقوله‌ای که انسان را تا جای‌گاهِ هستیِ مادیِ اجتماعی بالا می‌کشد: «کارِ» انضمامی انسانی به‌منزله‌ی میانجیِ سوخت‌وسازِ انسان با طبیعت و میانجیِ رابطه‌ی انسان با انسان.

پیش درآمدی بر رابطه حاکم و محکوم به‌مثابه استعاره جنسی در آثار رضا براهنی

منا طالشی؛ براهنی در جلد ۳ «طلا در مس»، در مصاحبه‌ای که با او صورت گرفته، سخن از این می‌گوید که بهتر است نسل‌های جدید به تفکر درباره اساطیر و ریشه‌های ایرانی روی بیاورند تا بتوانند دارایی‌های همه اعصار را در زمان حال منفجر کنند و از بحران‌های شکل‌گرفته در زمانه ما عبور کنند

دامن‌گشودن خلأ و شاعران ناممکن | محسن ملکی

«ای همه خلق جهان خاموش هیچ این‌جا دارد می‌هیچد». ضیاء موحد، «می‌توانست نباشد» «زیرا که شعر گفتن کاری است ناممکن ای شاعران ممکن» ضیاء موحد، «کتیبه»یک. در شعرهای ضیاء موحد همواره با لحظاتی روبرو می‌شویم که گویی در آن‌ها به قول خود او با «ابهامی هستی‌شناختی» مواجهیم. در این لحظات است که می‌بینیم چیزها دوپاره‌اند،…