دفترچه جلدقرمز

۱۲ اردیبهشتِ ۱۳۹۰ [۲ ماهِ مِهِ ۲۰۱۲] گوتنبرگِ سوئد پیش از پُست کردن آن دفترچه جلدقرمز برایِ صاحبِ اصلی‌اش، بااجازه او، از تمامِ صفحه‌هایِ آن فتوکُپی گرفتم. دفترچه از آن دفترچه‌هایِ جلدمُقواییِ قدیمی بود که در دهه سی رایج بوده؛ در اندازه‌هایِ مختلف. قطعِ وزیری‌شان را در اواخرِ آن دهه…

آرایشگاه مراد گولسُی
آرایشگاه

راستش درست نمی‌دانم وقتی انسان خود را تسلیم تخیلات زاده‌ی ذهن خود می‌کند، حقایق را جور دیگری می‌بیند؛ یا این حقیقت است که در این مواقع چهره‌ی پنهانی خود را آشکار می‌کند. تا پیش از این فکر می‌کردم شکوفه‌ی زهرآگین این تخیلات در گوشه‌های نمناک و تاریک ِخانه‌های بزرگ و…

حکایت اندوه‌بار، برای زمستان اکیداً توصیه می‌شود

موریل اسپارک، ترجمه بهار احمدی‌فرد؛ نقل جزئیات بیشتر درباره عمه مک‌گرگور فایده‌ای به حالمان ندارد، به ما چه که بدانیم سرکار علیه در لباس آبی ملوانی چگونه به نظر می‌رسید یا چشم، دماغ و دهانش چطور بین رگ‌های صورت شکسته و پیر و ظریفش پخش شده بودند. همان‌طور که سلوین…

خورشید، ماه، ستاره

جونو دیاز، ترجمه معین فرخی؛عمراً دل‌تان نمی‌خواهد بشنوید اوضاع با مگدا چطور پیش رفت. انگار پنج تا قطار به هم کوبیدند. نامه‌ی کاساندرا را پرت کرد طرفم ـ نخورد بهم، رفت زیر ولوو ـ بعد نشست لبه‌ی پیاده‌رو و شروع کرد به ننه‌من‌غریبم‌بازی. خدایا، جیغ می‌زدها. جیغ. دوست‌های پسرم می‌گویند…

سه موش، دو گرگ و کلاغ

رمانی کوتاه است که، بنا به سنت داستان‌های جنایی، عضوی از مجموعه رمان‌های با قهرمان ثابت است: ستوان عرب زاده، ستوان آگاهی تهران، که پیش‌تر هم در رمان دست بد هم ظاهر شده بود. در این رمان، همساز با عنوانش، با چندین سطح روایی متمایز روبه‌روییم: اپیگراف‌ها (پیشانی‌نوشت‌ها) که به…

بهاء طاهر
سگ‌های وارداتی

نه نمی تواند، مسئله، مسئله احساس است، توضیح فایده ای ندارد. احساس یا وجود دارد یا وجود ندارد.

افسون

سعید صیرفی زاده در سال ۱۳۴۷ از پدری ایرانی به نام محمود صیرفی زاده و مادری آمریکایی به نام مارتا هریس در بروکلین نیویورک به دنیا آمد.داستان های کوتاه، مقالات و اشعار صیرفی زاده در روزنامه ها و مجلاتی هم چون نیویورکر، پاریس ریویو، نیویورک تایمز، گرانتا و مک سوئینیز…

دیالکتیک

زیدی اسمیت، ترجمه ناصر فرزین فر؛ زن خطاب به دخترش اعلام کرد: «من مایلم با همه حیوانات روابط حسنه داشته باشم.» نشسته بودند توی ساحل ماسه‌ای در سوپوت و نگاهشان به دریای سرد بود. پسر بزرگ‌تر رفته بود سراغ دستگاه‌های بازی‌های ویدئویی. دوقلوها توی آب بودند. دختر داد زد: «ولی…

سکوت

داستان «سکوت» اولین داستان لئانید آندرییف است که از روسی به فارسی ترجمه می‌شود. پیش‌ازاین، داستان «لازاروس» از همین نویسنده را در بخش داستان پروژه پوئتیکا منتشر کردیم. در عنوان داستان لازاروس نام نویسنده لئونید درج‌شده است. خانم آرزو آشتی‎جو مترجم زبان روسی، در مورد ضبط صحیح نام این نویسنده…

سریال‌ها

رادی دویل، ترجمه پگاه جهاندار؛ «تو کِی «کشتار» را دیدی؟» «ندیدم.» «به نظر می‌آمد دیدی.» «آره، خب، ندیدم. ولی این‌جور که همه می‌گویند درخشان است.» سام از آن‌وقت «کشتار» را تماشا کرد، فصل یک و دو و سه؛ و واقعاً هم درخشان بود. «پُل» را هم دید؛ و «عشق/نفرت» را،…