قصر در اوین
سرش را کشید بالا تا بتواند دید بزند. ارتفاع صندلی برای او بلندتر از آن بود که پایش به زمین برسد. زنی که مقابلش بود روی کاناپایهای تکنفره لم داده بود. یکسره و با آرامش از روی کتاب کودک برای او میخواند. یکی از پاهایش روی زمین بود و دیگری…






