سکوت

داستان «سکوت» اولین داستان لئانید آندرییف است که از روسی به فارسی ترجمه می‌شود. پیش‌ازاین، داستان «لازاروس» از همین نویسنده را در بخش داستان پروژه پوئتیکا منتشر کردیم. در عنوان داستان لازاروس نام نویسنده لئونید درج‌شده است. خانم آرزو آشتی‎جو مترجم زبان روسی، در مورد ضبط صحیح نام این نویسنده…

اِردال اُز خرده‌شیشه‌ها
خرده‌شیشه‌ها

آن که کت سبز بر تن دارد تعریف می‌کند، آن یکی که پیراهن آبی پوشیده است گوش می‌دهد. آیا گوش می‌دهد؟ مشخص نیست. من در سمت دیگر میز قرار دارم و در سوی دیگر میز دو نفر دیگر نشسته‌اند. ‌ مرد سبزپوش بی‌وقفه تعریف می‌کند. هم می‌نوشد، هم تعریف می‌کند.…

بهاء طاهر
سگ‌های وارداتی

نه نمی تواند، مسئله، مسئله احساس است، توضیح فایده ای ندارد. احساس یا وجود دارد یا وجود ندارد.

کبوتر ایرانی

خسرو دوامی (۱۳۳۶ تهران) از سال ۱۳۶۱ ساکن لس‌آنجلس است. داستان‌ها، ترجمه‌ها و مقالات متعددی از خسرو دوامی در نشریه‏های داخل و خارج از ایران منتشر شده است. دوامی مدتی جنگ ادبی «کتاب نیما» را منتشر می‌کرد. مجموعه قصه «هتل مارکوپولو» برنده جایزه مهرگان ادب شد. مجموعه داستان کوتاه «پرسه»…

دیالکتیک

زیدی اسمیت، ترجمه ناصر فرزین فر؛ زن خطاب به دخترش اعلام کرد: «من مایلم با همه حیوانات روابط حسنه داشته باشم.» نشسته بودند توی ساحل ماسه‌ای در سوپوت و نگاهشان به دریای سرد بود. پسر بزرگ‌تر رفته بود سراغ دستگاه‌های بازی‌های ویدئویی. دوقلوها توی آب بودند. دختر داد زد: «ولی…

حکایت اندوه‌بار، برای زمستان اکیداً توصیه می‌شود

موریل اسپارک، ترجمه بهار احمدی‌فرد؛ نقل جزئیات بیشتر درباره عمه مک‌گرگور فایده‌ای به حالمان ندارد، به ما چه که بدانیم سرکار علیه در لباس آبی ملوانی چگونه به نظر می‌رسید یا چشم، دماغ و دهانش چطور بین رگ‌های صورت شکسته و پیر و ظریفش پخش شده بودند. همان‌طور که سلوین…

آزاتوث

هاوارد فیلیپس لاوکرفت، ترجمه محمدهادی فروزش نیا؛ وقتی گَردِ زمان بر تنِ جهان نشست و حیرت از اذهان آدمیان رخت بربست؛ وقتی شهرهای خاکستری، برج‌های بلند و شوم و کریه خود را زیر آسمان‌هایی دودآلود برافراشتند، برج‌هایی که در سایه‌سارشان کسی را توان اندیشیدن به خورشید یا مرغزارهای گلگونِ بهاری…

دفترچه جلدقرمز

۱۲ اردیبهشتِ ۱۳۹۰ [۲ ماهِ مِهِ ۲۰۱۲] گوتنبرگِ سوئد پیش از پُست کردن آن دفترچه جلدقرمز برایِ صاحبِ اصلی‌اش، بااجازه او، از تمامِ صفحه‌هایِ آن فتوکُپی گرفتم. دفترچه از آن دفترچه‌هایِ جلدمُقواییِ قدیمی بود که در دهه سی رایج بوده؛ در اندازه‌هایِ مختلف. قطعِ وزیری‌شان را در اواخرِ آن دهه…

انگشت‌ها

انگشت‌ها نوشته یگانه خویی ؛ شعر منثور، روایت جزئی‌نگرانه برداشت‌ها، ایده‌ها و فکرها، تأملات نظری و ….؛ پاره‌های کتاب «انگشت‌ها» را نمی‌توانیم در قالب‌های نوشتاری متداول جا دهیم. پیوستگی این پاره‌های مستقل و متنوع اما در جای دیگری است…

آرایشگاه مراد گولسُی
آرایشگاه

راستش درست نمی‌دانم وقتی انسان خود را تسلیم تخیلات زاده‌ی ذهن خود می‌کند، حقایق را جور دیگری می‌بیند؛ یا این حقیقت است که در این مواقع چهره‌ی پنهانی خود را آشکار می‌کند. تا پیش از این فکر می‌کردم شکوفه‌ی زهرآگین این تخیلات در گوشه‌های نمناک و تاریک ِخانه‌های بزرگ و…